Butts are a category of endlessness, I remember my poetry teacher saying.

“ته یک دسته از پایانی” من به یاد داشته باشید من شعر معلم گفت: یک بار. گتی ایماژ

من فقط نوشتم در مورد چگونه عمیقا fucked واشنگتن بودجه دولت است که موجب به من برای رسیدن به, برای اولین بار یک لیوان از خمیر ترش و پس از آن برای یک شعر که من به ارمغان می آورد چیزی جز لذت خالص—نوع پاپ, punchy جمعه-مبارک-ساعت لذت است که آسان برای پیدا کردن قبل از جنگ.

تنها چند شعر تا کنون نوشته شده است می تواند در تحقق این نیاز و یکی از این اشعار “اتاق منتزع هیجان” توسط سیاتل شاعر سارا گالوین. شما می توانید این یکی در سه Einsteins, موجود در کتابفروشی محلی اگر شما خوش شانس هستید.

چند یادداشت:

• به عنوان با دین جوان شعر از دیروز گالوین انجمنی با استفاده از منطق به درایو راه خود را از پایین صفحه است. او اساسا ارائه شش بیانیه متفاوت که همه می گویند برخی از نسخه ای از همان چیزی که: هیچ کس تا وقت خود را مزخرف به لعنتی نقطه.

آیا شما می خواهید برای حمایت از غریبه? کمک در اینجا.

• اینکه من با خوشحالی روت نیست به گفتن کلمه “سگ ماده” آن را به عنوان استمرار خسته کننده و کلیشه های جنسیتی در ذهن خود و در نتیجه در سراسر جامعه و غیره و غیره باید بگویم باز بند از گالوین شعر جالب ترین و رضایت بخش ترین از این اعلامیه: “هیچ کس می خواهد به دانستن در مورد خود / انتشارات یا از دست رفته خود را انگشتان دست و یا خود را / دوج شارژر. آنها شده اند در انتظار / همه شب شاید تمام زندگی خود را / به شما بگویم که چرا خواهر فاحشه است.”

• اما البته گالوین تا به بسیاری از سرگرم کننده و نه به خود او نقطه که پایان می رسد تا در مورد به پایان می رسد خود را. او سورئال نتیجه تصور تشریح یک کون, رسم گسترش “دورتر و دورتر / تا زمانی که شما نمی توانید ببینید به پایان می رسد دیگر” که احتمالا ایجاد این “اتاق منتزع هیجان” برای سخنران یک محل که در آن لذت نهفته در هر یک شیء یا شخص یا شعر اما در یک فضای است که اساسا بی پایان لب به لب. این پذیرش که پایانی است و تنها رضایت بخش به پایان هر چیز زیبا و رهبری سخنران کل استدلال که شاعر اذعان به سادگی با پایان دادن به شعر وجود دارد. خیلی نابغه حرکت می کند اگر شما از من بپرسید.

• افشای کامل. من رفتم به مدرسه گراد با گالوین, و من به یاد داشته باشید workshopping این شعر. اما تنها چیزی که من به یاد داشته باشید از کلاس ما بود معلم گفت: “ته یک دسته از پایانی.” من با پایان آن است.