یکشنبه تابلو اعلانات: هنگامی که شما پیدا کردن یکی دیگر از لت و پار بسته در یک snowbank آن زمان به دور از معمول مشکوک: Hamish گرسنه!

Category: توین سیتی


حیوانات خانگی ما, خودمان

DebK از Rosemount: “من 69 سالگرد تولد خود می توانید در حال حاضر دیده می شود در آینه دید عقب. این ملاقات دریاچه Wobegon استاندارد — و ممکن است به خوبی انجام داده اند بهتر از آن اگر نه برای ما نگرانی در مورد Hamish گرسنه و رمز و راز از دانه های قهوه.

“Hamish ما border collie pup به زودی تولد خود را — دوم مارک رسمی پایان مسلما شطرنجی puppyhood. Taxman و من به تازگی آغاز شده است احساس خوش بینانه در مورد Hamish پیشرفت عمومی جهت مسئول بزرگسالی است. اما من تولد یافت او را به نزدیکی ثابت شواهد جدی رگرسیون. او در وحشت از آغاز تا پایان.

“من مقصر Hamish فقیر رفتار در سرما شدید بود که نگه داشتن او را محدود به خانه بیش از لباس های خود را نژاد. اما نیز وجود دارد مشکل از خود مکرر سرفه jags — قدرتمند اما بی فایده retchings چیزی است که من نمی تواند توضیح دهد دور. من در آستانه گیری تا دامپزشک که من دیدم سبز چیزی یا دیگر دروغ گفتن نیمه مدفون در snowbank درست کردن پشت فرود.

“در طول Hamish دوران Taxman و من را به دست آورد تجربه های گسترده ای با لت و پار بسته, بنابراین من تا به حال هیچ مشکل deducing که Hamish ره به حال یک سورپرایز تولد در نظر گرفته شده برای من بررسی آن به طور کامل (بهره بردار آن را کمی در روند) و رها کردن آن در که snowbank. یک بار Taxman بازیابی رمز و راز بسته من بیشتر موفق به suss از پیدایش Hamish را سرفه مشکل:

“بسته موجود باقی مانده از یک پوند بسیار فانتزی قهوه: ‘تنها منبع بالی Kintamani ارتفاعات لوبیا. یادداشت از boysenberry, اسطو خودوس عادی, شیر, شکلات, آلو و دارچین.’ متاسفانه اطلاعات برند (و حدود یک چهارم کیلو لوبیا خود را) از دست رفته بود از کیسه. بدتر از همه بسته بندی های دیگر گم شده بود همراه با هر سرنخ به هویت فرستنده همه ظاهرا داشتن مصرف شده توسط ما سگ و تحریک احساساتی خود عق زدن.

“در اوایل صبح بود که من جرعه جرعه یک دوم فنجان قهوه ساخته شده از رمز و راز و لوبیا و من به ذکر یک ایمیل به مامان در Boyland من در بودن قادر به تشکر از بانی خیر. به عنوان شانس آن را داشته باشد, دهنده از لذیذ, لوبیا, بود, مامان در Boyland خودش! من ممکن است حدس زده ام به همان اندازه برای او به خوبی می داند که من علاقه برای خوب cuppa — و او از زمان به زمان تا به حال کودکان در صنعت قهوه.

“معلوم است که جعبه های مقوایی که در اصل شامل کیسه قهوه همچنین شامل یک پوند از کبوتر شکلات — آنهایی که پیچیده به صورت جداگانه در فویل. Taxman آنجا یافت می شود قطعاتی از سلفون کیسه آب نبات و جعبه مقوایی خود را همراه با یک گوسفند با مضمون تولد کارت و Crayola سحر و جادو نشانگر اصلی توسط پسر تعمیدی من جیمز کمتر. کارت و هنری در شرایط ایده آل هستند, خوشبختانه, اما وجود دارد هیچ چیز از شکلات. حتی یک لفاف بسته بندی.”

دائمی Granddaughtersly رکورد

مادر پائولا می نویسد: “زمانی که پدر بزرگ من استفاده می شود به سفر به مکان سرگرم کننده است که ما تا به حال هرگز برای ما ارسال کارت پستال از آن مکان به نوه من. آنها به نظر می رسید برای لذت بردن از آنها را دریافت و هنگامی که برخی از آنها به اندازه کافی برای رفتن در تعطیلات با پدر و مادر خود آنها را ارسال کارت پستال به ما.

“من سه نوه از یک خانواده است که من سه ، (نام اول خود را شروع با یک A.)

“هنگامی که دختران در مدرسه ابتدایی با آنها رفت و در تعطیلات به داکوتای جنوبی. آنها فرستاده ما به این سه پست کارت.

“من خواندن امی اول; او جوانترین مادر او نوشت: آنچه امی می خواست به ما بگویید که در مورد امی امضا کارت.

“بعد من خواندن آماندا را وسط کودک: او بود و اخبار بیشتر از آنچه که تا به حال دیده می شود.

“من خواندن اشلی را آخرین. او از قدیمی ترین و او به من داد برخی از بینش به او عملی داشته باشید.

“من خندید خیلی سخت است وقتی که من به پایان رسید خواندن او. بدیهی است تنها چیزی ساخته شده است که تاثیر در او بود چگونه داغ شد در داکوتای جنوبی.

“خدای عشق آن سه خواهر! آنها در حال رشد و زنان جوان در حال حاضر ما را ساخته اند ما خیلی افتخار می کنم.”

کمی گنجینه

یک گل شکوفه: “موضوع: چرخ های جدید — 1950s ،

“علاوه بر این که سرگرم کننده بزرگ آنها نیز اولیه استفاده از حمل و نقل به منطقه 106 کشور مدرسه در شهرستان نیوری نزدیکی Blooming Prairie. هشت نمرات در یک اتاق با یک معلم به راهنمای آنها را ارائه منحصر به فرد و به یاد ماندنی آموزش و پرورش برای بسیاری از کودکان و نوجوانان روستایی.

“منطقه 106 کلاس درس ناپدید شد در سال 1955 هنگامی که آن را تثبیت و به Blooming Prairie عمومی-سیستم مدرسه. آن را هیجان انگیز بود اما ترسناک تنظیم برای کشور کودکان و نوجوانان در حال bussed به بزرگتر مدرسه که کلاس اندازه رشد از سه یا چهار دانش آموز به عنوان بسیاری از 100 است.”

دائمی خانواده ثبت

از جمله: کمی گنجینه — و: هی ما پیر La Salle فرار بزرگ (نه!)

نخودچی با یک هزار قوانین: “موضوع: مرتب سازی از طریق عکس های قدیمی.

“پدر من در زمان این عکس از دایی من در اواخر دهه 1930.

“او در این ایستگاه بنزین مورد یک بلوک و نیم از خانه خود را. ما همیشه فکر می کردم او یک هنرمند مشهور و خفه اصرار به فریاد زدن: “هی! ببینید که مرد پمپاژ گاز خود را? او ما عمو!’ عمو هال بود مادر من برادر کوچکتر و با او ازدواج من, پدر و خواهر کوچکتر Sadie و آنها زندگی می کردند فقط چند بلوک از من پیچیده, مادر بزرگ,, بنابراین ما آنها را دیدم ، خود را جوانترین دختر پتسی بود فقط پنج سال جوان تر از من و ما لذت می برد بازی با هم تقریبا هر یکشنبه.

“زمانی که من گوش مردم موم دلتنگ مورد خوب قدیمی روز زمانی که جهان به یک مکان امن برای کودکان, من به یاد داشته باشید شب ما شنیده در مورد دایی ما در یک گزارش خبری رادیو. ما همه نشسته در اطراف اتاق ناهار خوری میز غذا خوردن شام ما پدر بود سرگرم کننده ما با داستان های خنده دار در مورد روز خود را در کار و رادیو در حال بازی در پس زمینه. ناگهان مادر گفت: “ساکت باش تا هر کس!’

“گوینده گفتن در مورد یک زن 48 ساله پر کردن ایستگاه اپراتور با نام اسمیت که در شرایط بحرانی پس از اینکه مورد ضرب و شتم توسط یک باند از اراذل و اوباش. مامان و بابا بلافاصله شروع به پریدن کرد تا از جدول ساخته شده یک زن و شوهر از تماس های تلفنی و با عجله به بیمارستان است. بدنام بچه Cann به رهبر در این اتحادیه متلاشیکننده حادثه بود اما او هرگز متهم در جرم و جنایت. انجمن کنترل پلیس به طوری که آنها قادر به گرفتن دور با قتل طول ’20s و 30s

“عمو هال صرف چند ماه دوره نقاهت بعد از ضرب و شتم. هنگامی که او در نهایت به بهبود به اندازه کافی برای بازگشت به کار او پرسید: پسر عموی من Patsy: ‘چرا شما در راه رفتن به محل کار با پدر مثل شما استفاده می شود به انجام, عسل?’ Patsy با صراحت به او گفت: “خوب به نظر من که اگر یک بزرگ مرد مثل شما نمی توانید از خودتان دفاع چگونه می خواهید برای محافظت از یک بچه کوچک مانند من?’ من دایی درگذشت دو سال بعد از یک خونریزی مغزی ناشی از آسیب از ضرب و شتم.

“بله آن ‘روز خوب قدیمی” تا به حال بیش از چند “بچه بد” در آن: John Dillinger, Al Capone, بچه Cann و ناجوانمردانه عوامل, به نام چند.”

زندگی به عنوان ما آن را می دانم

Twitty از کومو: “سلام از سراسر دریاها!

“من ارسال نمی کند خیلی از پسر من درگذشت, یک سال و نیم پیش. من حدس می زنم قلب من نبود ‘در’ آن برای بیشتر از هر چیزی در این ماه. مدت زمان طولانی است. من گناه — من صبح بیدار شدن و فقط مرتب کردن بر اساس از رفتن را از طریق حرکات. اما همسر من تا به حال این سفر برنامه ریزی شده است . . .

“من نمی خواهم برای رفتن. من hemmed و hawed. من خودداری کردند. من شکایت کرده است. برخی از مسائل من معتبر بودند: آن 19-ساعت پرواز; آن را بیش از حد گرم و مرطوب در مناطق استوایی; این امر می تواند گران قیمت; من ممکن است خسته شدم. این همه من انجام داده ام — و بدست بیمار در هر زمان! من بیش از حد در حال حاضر برای لذت بردن از بیمار شدن دوباره. بعد این کروناویروس جدید, نه به ذکر است یک فوران آتشفشانی در نظر بگیرید . . .

“اما در تمام آن مدت من و همسرم برگزار شد و سریع: او از من خواست با او. من رفتم.

“خوب پرواز صاف بود و بی دردسر. ما breezed از طریق آداب و رسوم و تمام نقاط و برادرش برداشت ما و در زمان ما به ما از قبل چیده شده مسکن. شب از نیمه گذشته بود ، صبح روز بعد, تمام, خانواده, توسط, deliriously به او و هر کس در تلاش برای صحبت کردن بیش از هر یک از دیگر. آنها به من از خواب بیدار شدم با خنده و صحبت کنید. من لباس پوشیدن و آمد از پله ها پایین. هر کس شروع به پریدن کرد تا به من خوش آمد می گوید و با لبخند و خنده و نوازش من در پشت همه صحبت کردن در یک بار. من اعتراف کردم عاطفی.

“آن شده بود 15 سال از من دیده بودم بزرگسالان. سه نفر وجود دارد در قوانین من هرگز ملاقات کرد و به همین ترتیب بسیاری از جدید به من برادرزاده و خواهرزاده. من دور منفجر شد. من خودم لبخند و خنده چیدن تکه ای از مکالمات در یک زبان من نه مسلط و با بهره گیری از شادی محض بودن در شرکت خود را.

“فارسی است که به ندرت استفاده می شود زبان دوم به آنها اما تمام شد بازی به مبارزه را از طریق. ما خندید متقابل ما مشکلات و پیوند با آنها. من یک پدر به خانه برگشت. من عاشق بازی کردن بازی ها با نوههایشان. بنابراین من با خوشحالی بازی Uno با برادرزاده و خواهرزاده اینجا. من تا به حال یک توپ. من فکر می کنم آنها تا به حال یک توپ. خود را به لبخند و خنده های واقعی و زیبا و شوخ طبعی خود را درخشان. هر روز من خودم به دنبال به جلو به دیدن آنها دوباره و من می دانم که من را عمیقا متاثر وقتی که می آید زمان برای ما به بازگشت به خانه. من آنها را از دست صمیم قلب.

“اگر یک درس در این روایت ممکن است من پیشنهاد می کنم این اجازه می دهد خود را برای به چالش. زمان می گذرد و همه چیز را تغییر دهید — سریع تر از ما تصور گاهی اوقات. حالا که من اینجا هستم, من در حال حاضر می دانم که من می خواهم به بازگشت به قبل خیلی بیشتر تغییر برخوردی است. من نیاز به دیدن این افراد دوباره. این شده است یک تجربه فراموش نشدنی و من آن همه را مدیون تداوم همسر دوست داشتنی من در گرفتن من در اینجا و به محبت و پذیرش خانواده گسترده خود را در بیرون رفتن از راه خود را به پیش بینی و ارائه برای نیازهای ما.

“کسی که عاقل تر از من یک بار گفت:” مهربان برای همه شما را ملاقات کند در حال مبارزه با یک نبرد است.’ این درست است. اما گاهی وزن آن جنگ می شود کاسته و با یک نوع لبخند, آغوش گرفتن و مراقبت از رفتار است. آنها به من داد و من امیدوارم که من داد که بازگشت به آنها را.”

زندگی تقلید هنر

باغ وحش لو سنت پل می نویسد: “موضوع: ‘در اینجا یکی دیگر از زیبا ظروف سرباز یا مسافر . . .’

“من به تازگی 2019 فیلم ‘استن و Ollie’ و وحشت توسط چقدر بازیگران استیو کوگان (استن) و John C. Reilly (Ollie) شباهت بی نظیر کمدی اواز یا موسیقی دو نفری. من به خصوص دوست داشت ابتدا زمانی که پسران در حال راه رفتن به مجموعه ای از “راه غرب” و بحث در مورد نظرات مخالف در قرارداد خود با هال روچ Studios قبل از مواجه شدن با فیلم مغول خود را. پس از گرم برخی از کلمات از استن و آشتی جویانه تن از Ollie آنها فیلم که خنده دار صحنه رقص در مقابل یک سالن.

“خنده دار غمگین و روشنگری این فیلم به ارمغان آورد برخی از خاطرات خاص. زمانی که من در اواخر مادر فیلیس بود با داشتن مشکلات با زوال عقل او هنوز هم لبخند و خنده هر زمان که ما به تماشای لورل و هاردی. برای کسانی که چند لحظات ارزشمند او خود قدیمی خود را دوباره.

“و پس از آن زمان وجود دارد من به تماشای ‘Saps at Sea’ با من جوان برادرزاده بروک و Cassie سال پیش. استن و Ollie به دام افتاده سرنشین یک قایق با یک فرار قاتل (نیک) که dubs آنها را “سرگیجه” و ” احمق.’ اگر چه قایق هیچ غذایی نیک در حالی که با تکان دادن تفنگ اصرار پسران خش خش کردن برخی از گراب. به طوری که آنها دریافت خلاق با استفاده از string برای, اسپاگتی, رنگ قرمز برای سس اسفنجی برای کوفته, صابون برای پنیر رنده شده و تنباکو برای قهوه است.

“اما نیک می یابد و از آنچه آنها انجام می دهند و هنگامی که شام در خدمت او باعث می شود استن و Ollie خوردن آن. جلوه های صوتی و واکنش های پسران آنها به عنوان نیروی مصنوعی پایین این جشن تا به حال برادرزاده من جیغ کشیدن و پریدن در اطراف با لذت. این یک مثال کامل از درخواست تجدید نظر بی انتها از لورل و هاردی طنز نابغه است.

“در حالی که پس از آن بروک و Cassie خواستار شد و فقط در مورد هر کس دیگری سرگیجه و احمق. که نمی نشستن بیش از حد به خوبی با مادر خود, و هنگامی که او به من گفت در مورد آن من در دختران furled پیشانی من و گفت: “خوب در اینجا یکی دیگر از زیبا ظروف سرباز یا مسافر شما بدست من به!'”

زندگی می کنند و یاد بگیرند!

می نویسد: Bill Lake St. Croix Beach: “موضوع: قوانین . . . قوانین . . . قوانین.

“برجسته دیواری پوستر در مترو مدرسه ذکر شده ’10 کلاس درس قوانین برای همه به عنوان خوانده شده و به دنبال پشتکار. در میان این قوانین بسیار مهم هستند:

“1. بدون ضربه.

“2. بدون تف و یا گاز گرفتن.

“6. حقیقت را بگویید.

“و در نهایت . . .

“10. نگه داشتن شلوار خود را ،

“نه, این است که دبیرستان — فقط یک پر جنب و جوش و زودرس کلاس مهد کودک.”

این darnedest چیز

هشدار! بچه ناز داستان جلوتر از دیو راننده اتوبوس: “این بر می گردد به هالووین, چرا که من در مورد آن را فراموش کرده.

“ما در یک صحنه و لباس, فروشگاه خاموش 98 خیابان و 35W. ما راه رفتن در اطراف و من 7 ساله نوه Aiyana دیدم یک پیراهن روی دیوار که گفت: “پسر جادوگر.’

“او به من درآورده اشاره در آن و در یک صدای پایین گفت:” پاپا آنها ساخته شده است یک اشتباه است که پیراهن.'”

نام گروه روز: Another Fine Mess

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im