یکشنبه تابلو اعلانات: او ممکن است یک مرد جوان از چند کلمه . . . اما کسانی که در چند کلمه می گویند یک لقمه!

Category: توین سیتی


کردن از دهان, بئب

یک داستان کوتاه از گرم با یک هزار قوانین: “ما 3 ساله استرالیایی, great-grandson, هنری شده است رفتن به مراقبت روز و دو روز در هفته برای مدتی. او لذت می برد مصاحبت با بچه های دیگر و هر روز او را وارد خانه با یک گزارش دقیق از فعالیت های روزانه.

“آشکارا به تازگی شده است پوشیده چون روز دیگر وقتی که پدر و مادرش از او پرسید که چه او در مراقبت از آن روز هنری موجز پاسخ داد: ‘پخش شده و گریه کرد.'”

تابلو اعلانات نت: که ستودنی مقرون به صرفه شرح زندگی خود را!

کمی گنجینه (responsorial)

پسر عموی گرگ: “‘کمی گنجینه (جلد 1)’ [در bbonward.com] به یاد من از این عکس:

“در اینجا خاکستری خانواده از Marine on St. Croix. احتمالا گرفته شده در حدود سال 1916. فرزندان خود را امروز می توانید در چهره خود را ژن که ما را شبیه آنها بیش از 100 سال بعد.

“این دباغی leathered چهره بزرگ و پدر بزرگ جان وسلی خاکستری شواهد زندگی رنج خارج است. قوی دست بزرگ مادر بزرگ مریم دختر خوشگل Welshons خاکستری شواهد یک عمر زحمت در خانواده است. برخی از دستور العمل های پخت زنده ماندن بیش از یک قرن بعد.

“در اینجا یکی دیگر که من همیشه دوست داشتم.

“او را در بهترین کلاه و کت برای یک پرتره با جایزه گاو.”

دو مسیر واگرا . . .

DebK از Rosemount: “پدر یک شخص است که باید شاید را ترک کرده اند بیشتر در جاده ها سفر نه.’ او عادت داشت برای تنظیم خاموش کردن هر یک از جاده که خود را ارائه شده است, سفر آن را تا زمانی که آن را پر از دست انداز که در آن نقطه او را به طور ناگهانی تغییر دوره آوردن بقیه خانواده همراه برای سوار شدن.

“این یک مشکل رک و پوست کنده — یکی که بدتر از برداشت آخرین آیووا محصول ذرت نیمه راه از طریق من ترم اول دانشگاه. پدر خسته از زندگی به عنوان لئوپولد براون مستاجر کشاورز. قبل از اینکه مادر و چهار تا از بچه های جوان می تواند جمع اوری اعتراض پدر و بريدن همه آنها را به محدوده آهن در مینه سوتا که در آن او عرضه به عنوان یک نوار-صاحب یک شغل است که برای او به خوبی واجد شرایط — جدا از تمایل خود را به جذب هر و همه سود. آن را سریع تبار به pennilessness. که در آن نقطه تحت توهم است که او را به لذت بردن از شیر مینه سوتا گاو بهتر از او می خواهم دوست game, شیر, آیووا, گاو او نقل مکان خانواده به پایین-در-آن-موفق باشید مزرعه های لبنی در بزرگراه بین 12 Cokato و هوارد دریاچه. حرکت جعبه نشده بود هنوز بريدن به سوزاندن شمع قبل از خانواده خاموش بود دوباره — این زمان برای اجاره یک خانه رعیتی که پاداش ساکنین شمالی-جنوبی طبقه بالا اتاق خواب یک نگاه اجمالی از Collinwood دریاچه در روز روشن. من با آنها وجود دارد در طول تعطیلات کریسمس از سال 1971.

“همه در خانواده در یک funk برخی از مرتب کردن. مادر احساس نا امید کننده در مورد چشم انداز تبدیل متزلزل خانه به خانه. جوانترین کودکان و نوجوانان شد و تلاش برای تنظیم به یکی دیگر از مدرسه جدید. من احساس از دست دادن من آیووا خانه و فشار از تصمیم گیری یا نه به استماع برنامه های تحصیلات تکمیلی در صدای عملکرد. (من می توانم در امان است که احساس وحشت و نگرانی برخی از بزرگسالان مسئول با اشاره به این که زندگی در نیویورک یا بوستون ممکن است یک مشرب انتخاب برای یک فروتنی با استعداد دختر مزرعه با یک قد-ساختمان-و-روشن-چراغ گریزی.) ترین morose از همه بود و فربه قدیمی تر از دو برادر که فقط با شکسته دیرین خود ،

“به نحوی ما موفق به قرار دادن یک کمی شاد در کریسمس ما و جعل نسبت به سال 1972 است. باید آن بوده است midafternoon در 31 دسامبر زمانی که برادر من اول از ارائه این پیشنهاد که من همراه او به آبی توجه داشته باشید سالن در وینستد برای سال جدید و در آستانه رقص رقص لهستانی پولکا. جسم خود را برای تعیین صحت یک شایعه است که او دوست دختر سابق خواهد بود حضور در رقص جدید و زیبا. طرح او این بود که من تظاهر به تاریخ خود را. ایده این بود که دافع نه تنها به دلیل فربه نبود واقعا من, نوع, بلکه به این خاطر من فکر می کردم از خودم به عنوان یک خواننده اپرا یک فرد بیش از حد تصفیه شده به نشستن را از طریق یک شب از دود سیگار و موسیقی ارغنون.

“این Christmastime, اما, و پیام های نجومی سوراخ من باد نفس القا من به توافق برسند به همراه فربه آبی رنگ توجه داشته باشید. فقط قبل از نیمه شب یک ducktail-coiffed همکار در یک مرجان با پیراهن فراخ آستین و یقه غوطه وری (بهتر است به او نشان می دهد طلا زنجیره ای) از من خواست به رقص است.

“بقیه, به عنوان آنها می گویند سابقه است. اگر من تا به حال گرفته ترحم بر من heartsore برادر — اگر من تا به حال منجر به آبجو سوخت فصاحت که الویس سرحال — من نمی خواهد به صرف روز من بررسی به پایان می رسد پشت حامله میش در جستجوی داستان پستان بزرگ شدن. من می خواهم به احتمال زیاد کار بر روی یک رکورد جهانی: نیم قرن از سرگردانی گمشده در مترو نیویورک.”

دو جاده جدا . . . (responsorial)

در پاسخ به رده-راه اندازی پست از کتی S. St. Paul اینجا Lawyergirl سنت پل: “در یک نقطه از Sperry و Univac شد یکی. من نمی دانم که در آن نقطه; پدر تا به حال چندین کارفرمایان در طول سال بیشتر است که همین شرکت با نام دیگر. او شروع به در UNIVAC; در یک نقطه آن Sperry Remington Rand; نقطه دیگر Sperry Univac. او تا به حال سالگرد وجود دارد و عینک را به حلقه خود را با غرور و افتخار. من دیگر به یاد داشته باشید نام آخرین تجسم. (بولتن هیئت مدیره می گوید: شما را پیدا خواهد کرد بسیاری از تاریخ جالب اینجا — از جمله این واقعیت جدید به ما که UNIVAC شد و مخفف Universal اتوماتیک کامپیوتر.)

“وقتی که من بچه بودم, UNIVAC برگزار شد خانه باز در تابستان برای کارکنان. من به یاد داشته باشید UNIVAC گیاه یکی با کامپیوتر گرفتن یک اتاق بزرگ با جزوه از ‘بادام’ باند چاپ شده در پشت سبز و سفید راه راه, کاغذ همه در اعداد و نمادها. دولت از هنر،, ca. 1970.

“به عنوان یک بزرگسال, من تا به حال یک مصاحبه در آمریکا بانک شپرد جاده تسهیلات. من نگاه کرده بود آن را بر روی یک نقشه تا به حال جهت و به سادگی نامشخص است که در آن من بود. همانطور که من سوار من تعجب که چرا آنها تا به حال فقط به من گفت این بود UNIVAC گیاه یکی. آن را بسیار عجیب و غریب به آن را ببینید تمام کسانی که سال بعد, sans غول کامپیوتر با کارکنان اتاقهای در نظر گرفتن فضایی که قبلا قرار دارد به کامپیوتر. پدر من یک ضربه از شنیدن این داستان است.”

وجود دارد و در اینجا

مادر بزرگ پت, “قبلا از روستایی رابرتز, ویسکانسین”: “موضوع: کالیفرنیا.

“من به تازگی از دختر نانسی 60-جشن تولد در سانتا باربارا. پنج عضو خانواده به من پیوست وجود دارد. ما لذت می برد آفتاب گرم اقیانوس, دوست داشتنی درختان و باغ ها.

“در حالی که من تا به حال بسیار غیر معمول تجربه می کنند. پسر من در حال رانندگی بود خواهر من و من به هتل ما بسیار تاریک و شب باد می وزد. ناگهان غیب اشیاء شروع pummeling ماشین. ‘آنچه که اتفاق می افتد رابرت?’ از من خواسته. او پاسخ داد: “این نخل fronds دمیده در مورد باد.’

“هرگز قبل از در زندگی من شده است که من کوبیده نخل fronds. این فقط یک چیز در محله من.”

زندگی به عنوان ما آن را می دانم

تیم Torkildson: “موضوع: Just sayin’ . . .

“فوریه کوتاهترین ماه با طولانی ترین روز.”

در سطل

ستاره شناس از Nininger: “موضوع: قره قاط Scones زعفراني Gruyere Cheese و ملکه شکلات بیسکویت کیک.

“این یکشنبه گذشته من تا به حال فرصت خوبی است از پیوستن به همسر خوب در حالی که او و شریک کسب و کار Bea, بازی مهماندار به ولنتاین چای بالا در پرسکات, Wisconsin. خورشید مصاحبه به خوبی تعریف شده سایه و آن این بود که یک روز دوست داشتنی. بالا چای ساخته شده از آن در صورتی که ممکن است حتی lovelier.

“نداشتن شرکت در بیش از حد بسیاری از چای من آموخته است که کم و یا فقط ساده چای در حال خدمت در پایین جدول مثل یک میز قهوه. (من همیشه فکر می کردم قهوه باید در خدمت آن.) بالا چای در حال خدمت در بالاتر جداول مانند نرمال sit-down-to-eat جداول مانند یک اتاق ناهار خوری میز. من ممکن است درگیر زمان من در حل معادلات غیر خطی سیستم های دینامیکی اما این واقعیت به طور مستقیم آشکار به ناظر گاه به گاه رفته بود به طور کامل بر سر من. آن را به عنوان ساده به عنوان آن است.

“چای با حضور بسیاری از زنان و مردان از پرسکات منطقه است. که از Nininger ما تا به حال سفر به دورترین.

“من هم تحت تاثیر قرار با لباس پوشیده شده توسط بسیاری از زنان است. بهار نمی تواند خیلی دور از آنجا که آنها به تن خود بهترین: طلا و جواهر, خز, کتهای و آه, جمله های دوست داشتنی کلاه. آن بوده است مدت زمان طولانی از آنجایی که من دیده ام کلاه مانند این فرسوده ، این بود که یکشنبه عید پاک. آن را در واقع قلب من خوب است. نه من و نه هیچ یک از مردان دیگر حاضران در این لباس به nines مانند زنان است.

“کلیسای زیرزمین, خانم ها این را دوست دارم. هیچ hotdishes یا چوب-به-خود-دنده انواع کرایه. به جای آن وجود دارد فوق العاده مزین کالری و مملو از خوراک آماده شده را با دقت و با کمترین مراقبت. ما شروع با غذاهای دریایی, لابستر و قره قاط: بیسکویت همراه با سبزیجات و لیمو خوری, تمشک, مربا و Devonshire کرم. برای Savories ما تا به حال خیار تربچه چای ساندویچ زعفراني Gruyere Quiche و البته چای و ساندویچ کباب گوشت گاو و ترب کوهی. این است پرسکات, ویسکانسین, نه شهرستان. شامپاین صورتی Sorbet به دنبال داشت Elderflower میوه Tartlets. و اگر شما تا به حال هر اتاق در سمت چپ شما می توانید یک شکلات سفید انگشت زدن پای کوکی. و چای به خصوص دم و مخلوط با عشق و آه بنابراین با دقت ریخت.

“وجود دارد برخی از چیزهایی که شما به خودتان مدیون به انجام حداقل یک بار در زندگی خود را. من می دانم که برخی از افکار به ذهن می آیند اما اضافه کردن یک چای بالا مثل این که به لیست. آن تماس بگیرید ” لیست سطل خود یا هر چیز دیگری. اما قطعا رفتن به یک چای بالا ببرد.”

خودت را بشناس!

و بزرگ comebacks

Al B از هارتلند: (1) “دوروتی گفت:” چگونه می تواند به شما صحبت می کنید اگر شما در میانهی شب یک مغز؟’ مترسک گفت: “من نمی دانم, اما برخی از مردم بدون مغز انجام افتضاح بسیاری از صحبت کردن آنها نیست؟’

“من یکی از کسانی که مردم آنها صحبت کردن در مورد در” جادوگر شهر از.’ من در یک آرایشگاه انتظار به در چسباندم. مرد نشسته در صندلی تا به حال بازیگران در پای خود را. او شده است می خواهم قرقاول شکار در داکوتای شمالی زمانی که او پا به سوراخ و پاره خود تاندون آشیل. من او را آرزو بازیابی سریع و اضافه کرد که من اغلب دیدم قرقاول حمل بیل است.”

(2) “یک دوست با تجربه بودن صاحب گاو زایمان در ماه ژانویه طی یک طوفان است. این بود حماسه بود اما طوفان با این وجود. او جرأت به خارج از منزل بزرگ به کمک که در آن او می تواند. یک مشکل وجود دارد و او نیاز به حمل یک گوساله به گرما و ایمنی از یک انبار. جهان دارای تعداد بی شماری از افرادی که تا به حال هرگز آن را تجربه کنند. من یکی از کسانی که. من به یاد بیاورید مشابه اتفاقات از گاو پر از گذشته با یک لبخند و یک میلرزد. من در حال حاضر محدود من زایمان ماجراهای به تماشای یخچالهای طبیعی انجام در آلاسکا است.

“دوست من نیازی به احضار یک دامپزشک اما به من گفت که یک داستان در مورد یک پسر ما هر دو استفاده می شود به می دانم که به نام ایروینگ. ایروینگ به حال یک بیمار گاو. او به نام دامپزشک. که به مزرعه آمد و درمان گاو. گاو درگذشت. چندی پس از آن ایروینگ دریافت دامپزشک لایحه در پست الکترونیکی. ایروینگ آن را پرداخت اما با ارسال یک یادداشت به همراه خود چک خواندن: “اگر من با شما تماس دوباره نمی آیند.'”

نام گروه روز: باد غرور

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im