زندگی به عنوان ما آن را می دانم

از جمله: ناآشنا نقل قول

الهی مادر از زعفران هیل: “موضوع: من نیاز به این به عنوان خوانده شده امروز:

“‘عزیز آقای Nadeau که خود را از دست داده و ایمان و انسانیت:

“‘تا زمانی که وجود دارد یکی درست زمانی که وجود دارد این است که یک زن مهربان از سرایت ممکن است گسترش و صحنه نیست متروک است. امید است این چیزی است که در سمت چپ ما در یک زمان بد. من باید تا دوشنبه صبح و باد ساعت به عنوان کمک به نظم و استقامت.

“‘ملوانان باید بیان در مورد آب و هوا: آنها می گویند آب و هوا بزرگ است bluffer. من حدس می زنم همان درست است از ما انسان جامعه — همه چیز می تواند نگاه تیره و سپس یک استراحت نشان می دهد در ابرها و تغییر است, گاهی اوقات و نه به طور ناگهانی.

“این کاملا آشکار است که نژاد بشر ساخته شده است که عجیب و غریب ظروف سرباز یا مسافر زندگی بر روی این سیاره است. اما به عنوان یک مردم ما احتمالا بندر دانه های خوبی که گذاشته برای یک مدت زمان طولانی انتظار برای جوانه زمانی که شرایط مناسب هستند.

“”انسان کنجکاوی خود را غیر قانونی خود نوآوری, ابتکار و خلاقیت خود را به رهبری او را به دردسر. ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که این همان صفات او را قادر به پنجه راه خود را.

“‘چسبیدن به کلاه خود را. چسبیدن به امید شما. و باد ساعت برای فردا روز دیگری است.

“‘خالصانه

“‘E. B. White

“‘1973′”

تئاتر ما از فصل

عکاسی بخش (responsorial)

Cheesehead توسط پروکسی “بازگشت در شمال مینه سوتا”: “من فقط می خواستم با تشکر از ماوندز ویو شلغم برای ارسال عکس ها از یخ پاره ها, برف, حیوانات آهنگ ها و سایه ها. آنها به من یادآوری زمان را به دیدن جهان است.

“من فکر می کنم از رنگ من استفاده می کنید به رنگ یک تصویر از سایه ها در برف و سایه واقع می شود نه خاکستری.

“این یک روز آفتابی (مرحبا!), و صبح سایه از نروژ سنبه رسیدن به تمام راه را در سراسر تالاب. به دلیل برف رفت در طول هفته گذشته گرم, آب و هوا, محلی مخلوقات در حال حاضر جرأت را به عبور از یخ و برف است. قبل از آن برکه بود بی راهه چون برف بود بیش از حد عمیق است.

“این عکس مشاهده از پنجره من.

“هنگامی که پیری من عمو بازدید ما جای او گفت: ‘اگر من می تواند نگاه کردن در این کار هر روز من می خواهم یک مرد شاد.’

“من در واقع احساس خوش شانس برای زندگی در اینجا. حتی در طول زمستان طولانی است.”

چشم انداز چیزی

این Doryman از پرسکات, Wisconsin: “موضوع: خوش شانس نگاه کنید.

“من نگاه کردن در رودخانه صبح امروز و در ابتدا فکر می کردم که کمی عجیب ابرها از بخار شد افزایش از سطح. سپس متوجه شدم که آنها ابرها بودن کاملا منعکس شده در آینه صاف سطح آب.

“خیلی عکس های هنری, اما آنها توصیف یک رویداد است که من هرگز قادر به توصیف برای هر کسی و می توانست به راحتی از دست رفته است.”

قلدر!

Eos: “موضوع: توپ یخ پادشاه.

“وقتی که من بچه محله ما بود و یک مکان شاد. همه بچه ها در این محله ها رو همراه با هر یک از دیگر, و ما تا به حال سرگرم کننده است.

“اما من به یاد داشته باشید یک روز که سرگرم کننده نیست در همه. زمستان بود و برف جدید کامل بود برای توپ های برفی. بچه ها در سراسر خیابان تا به حال بازدید کننده: خود را پسر عموی پل. پولس بیش از همه ما و او نیست. او همیشه شبیه او عصبانی بود به جز زمانی که کسی به دیگری صدمه زدن به. سپس او لبخند زد — یک snarling زشت لبخند.

“ما برنامه ریزی شده بود به مبارزه با گلوله برف زدن — همه در سرگرم کننده خوب. اما پل پیوست در بازی و مبارزه رفت از سرگرم کننده را به ترسناک. پل را ندارد توپ های برفی. او توپ یخ پادشاه. او در همه. حتی خود عموزاده بودند و اهداف او. آنها از او متنفر بودم به اندازه بقیه از ما بود آن روز. ما پنهان در پشت سنگ بزرگ در پایین تپه و در پشت درختان است.

“من می خواهم به می گویند که ما همه با هم کار کرده به خلع شاه, اما من فکر نمی کنم ما بود. که تنها زمان من تا به حال چیزی برای انجام با حیوان.”

هی پیر ما La Salle فرار بزرگ!

نخودچی با یک هزار قوانین: “موضوع: خدا حافظ به ما دوستانه محله بقال!

“پدر من به نظر می رسید بی اعتنا به این واقعیت است که او یک cusser. آینده از بیمارستان بازدید به عمو تام — که سوگند یاد تقریبا به اندازه پدر — او گفت: ‘Jeezus که سر در گم تام سوگند آنقدر این وحشتناک است. هر blankety خالی کلمه او می گوید: یک قسم کلمه است.’

“هنگامی که پدر و پالس (pals) آمد و بر او ترجیح داده است که ما خودمان را کمیاب از آنجا که برخی از آنها (gasp) سوگند! فقط زمانی که یکی از آنها خواهد بود در وسط یک داستان خنده دار, شما می توانید ببینید پدر شروع به حرکت یا کشش ناگهانی و حرکت به آنها که وجود دارد, کودکان در اتاق. همراهان فقیر شده اند اشتباه, اما آنها به زودی کشف یک راه برای دریافت ما را از گوش رس: رشوه خواری. آنها را به هریک از ما یک سکه یا دو و ادیت و من پیچ از درب پایین پشت قدم به پیاده رو در سراسر کوچه و به کوچک فروشگاه مواد غذایی پشت سر ما. آنها به فروش می رسد 2 اینچ مربع از شکلات نام یک کلاس یک بار برای یک پنی. نورا خواهد به طبقه بالا قرار داده و با پنی در بانک. ادیت و من به خانه خواهد آمد و به ما اتاق savoring آب نبات ما تلاش بیهوده برای ایجاد نورا حسادت در حالی که نورا را خالی کردن بانک و تعداد سکه. (این جای تعجب نیست به ما زمانی که نورا به دست آورده و زندگی خود را به عنوان یک حسابدار زمانی که او بزرگ شد.)

“در حال حاضر برخی از این بچه ها بودند spenders بزرگ و ما هر یک نیکل و ما می توانیم خدا حافظ نوار بستنی. کسانی که بستنی میله های زندان بودند وسوسه برای نورا چرا که هر از چند گاهی شما را در پیدا کردن رایگان مهر در خالی استیک — دو برابر شدن سرمایه گذاری خود را. من استفاده می شود به تعجب می کنم اگر بقال می دانست که آنهایی رایگان از آنجا که اغلب او را در رسیدن به طرف دیگر از کولر به شما بستنی نوار و پس از آن به نظر نمی رسد حداقل کمی شگفت زده هنگامی که شما راست پشت در با رایگان خود را چوب درخواست دیگر ما لاغر و استخوانی دسته از دختران است و من فکر می کنم او ممکن است شده اند انجام بخشی خود را برای فربه کردن ما.”

احتیاط! کلمات در بازی!

تیتر بخش

دونالد: “موضوع: باهوش عناوین بر روی یخ.

“پیشگامان مطبوعات تا به حال دو تیتر در صفحات اخیر بخش های ورزشی است که گرفتار چشم من:

“جمعه: اشاره است به مت Dumba اولین گل در 34 بازی. آن را تبدیل به گل پیروزی را در پیروزی (3-2) بیش از Blackhawks در دو overtimes: ‘مت خوش آمدید.’

“جمعه: اشاره است به وحشی را از دست دادن به بهمن (3-2): ‘خانه ناله.'”

از دست داده است . . . و متوجه شد!

یا: این پرطمطراق لذت — از جمله: می توان آیه!

این Doryman از پرسکات, Wis.: “موضوع: یک سوزن در برف پشته.

“آخر این هفته به ارمغان آورد 5.5 اینچ از برف به ویسکانسین ریویرا در سمت چپ و در پی آن یک داستان وحشتناک از دست دادن و بهبود معجزه آسا.

“آن سرد و طوفانی شب.

“بعد از شام در یکی از بسیاری از خوب میلادی در پرسکات من همسایه تام از خواب بیدار شد صبح روز بعد الانبیا.

“گوشی گم شده بود از شلوار خود را.

“او جستجو هر دو دور و نزدیک.

“آن را در کت خود

“و آن را در ماشین.

“چک کردن” یافتن تلفن من ” برنامه او کشف کرد که قدرت خود را در 15 درصد یا کمتر و در نتیجه قادر به پینگ اطلاعات به محل آن.

“پس از آن بود که خانم تام اشاره کرد که آن را ممکن است کاهش یافته را از جیب خود زمانی که او کشیده کلید ماشین را به درایو صفحه اصلی. Aha! آنها مجموعه ای خاموش با امید تازه. تا زمانی که آنها دوباره به محل پارکینگ تنها برای پیدا کردن آن کشت و زرع به عنوان پاک به عنوان توله سگ خود را به صفحه.

خانم تام داشت:

“نگاه به برف بانک در پایان خیابان

“انباشت اشیاء بدست آمده تا, تا, تا

“انباشت اشیاء بدست آمده تا چند پا.

“آن را به محل مناسب

“برای یک تلفن از دست رفته به لرزیدن

“تا بهار ذوب ،

“و آن را شسته downriver.

“او طول می کشد تلفن خود را در حال حاضر و پیاده روی یک بلوک به عظیم توده ای و تماس های خود را به شماره. وجود ضعف پاسخ های گنگ و مبهم فریاد کمک از درون منجمد آرامگاه که او را می فرستد scurrying بازگشت به خانه برای یک بیل و چکمه و دستکش است.

“او شروع به حفاری هدایت یک زنگ و یک نماز.

“تنها پس از یک پا و یا پس از پارو گوشی به نظر می رسد به عنوان نشان داده شده در عکس پیوست شده (کمی مستطیل سیاه و سفید در سمت چپ بیل).

“باتری آن بود که در 1 درصد با 10 دقیقه باقی مانده.

“آن همه به پایان رسید خوب

“و نیز می تواند باشد.

“و یک داستان خوب

“برای تام من و شما است.”

سپس و در حال حاضر

در پی آیووا انجمن ما شنیده از شیطان Eagan: “موضوع: موقع خط.

“تحولات اخیر آورده و این به خاطر داشته باشید: Will Rogers به نظر می رسید که یک موقع سیاسی کنایه همیشه آماده است. او ممکن است جلوتر از زمان خود را با این یکی: “من نه عضو هیچ سازمان سیاسی ، من یک دموکرات است.'”

بولتن هیئت مدیره می گوید: شادی از مجاورت!

در عرض 90 ثانیه پس از کپی/چسباندن خواهد راجرز معروف تطبیق از ایمیل به bbonward.com ما شنیده نامزد مینه سوتا در مجلس سنا می گویند آن را کلمه به کلمه همان روز AM 950.

زمان ما

ایمیل: “الویس تا به حال دیده می شود یک زن و شوهر تغییرات در این ثبت شناور در اطراف در فضای مجازی اما او را دیدم یکی به صورت واقعی در یک صبحانه رستوران در اورگان آخر هفته گذشته.”

خودت را بشناس!

تیم Torkildson: “موضوع: Just sayin’ . . .

“تنها تفاوت بین هنر و فساد است که شما پرداخت بیشتر برای ساخت فساد است.”

دو مسیر واگرا . . .

کتی S. St. Paul: “موضوع: جاده گرفته شده است.

“اخیر TPT نشان می دهد صحبت در مورد رشد I. T. شرکت های مانند Sperry و Univac در شهرهای دوقلو. — که به من یادآوری است که من می تواند به پایان رسید تا کار در یکی از آنها است.

“در حدود سال 1978 من بیکار کتابدار در پر ازدحام زمینه است. من فکر رفتن به ویژگی های نوشتن و من در مصاحبه با (Univac?) برای یک کار به عنوان یک نویسنده فنی. من می خواهم که ایجاد دفترچه راهنما توضیح تجهیزات و کنترل یک زیردریایی فروخته شده به ایران.

“من لذت می برد و من فکر می کنم من می خواهم که لذت بردم از این کار. سپس شاه ایران بود مخلوع و این کار از بین میره.

“چند سال بعد من دوباره نگاه به کار به عنوان یک نویسنده فنی اما در این زمینه تا به حال تبدیل شدن به سخت تر را وارد کنید. وجود دارد مورد نیاز آموزش و تجربه با استفاده از برنامه های کامپیوتری من تا به حال مورد بررسی قرار گرفت.

“زندگی من رفته اند در یک جهت بسیار متفاوت در نوع دیگری از فن آوری است. من ممکن است غنی تر است اما من احتمالا نمی خواهد که تبدیل شدن به یک مهندس.

“واقعا یک جاده گرفته شده است.”

بولتن هیئت مدیره می گوید: ما خواهد بود خوشحال به شنیدن از دیگران جاده ها گرفته نمی شود. همه حداقل یک!

لطفا برای ارسال داستان های خود را به bb.onward@gmail.com.

نام گروه روز: عجیب و غریب ظروف سرباز یا مسافر

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im