Soucheray: به جهان خاکی قدیمی, ماسک, دستمال مرطوب و یک جعبه آب ماموریت

Category: توین سیتی No comments

گرفتن و در مورد در یک وسیله نقلیه را نشان می دهد یا ماجراجویی و یا تمرد در این زمان نامشخص است. گرفتن در بالای یک ساعت برای یک انفجار از رادیو های محلی, اخبار و آب و هوا و ترافیک است که فقط بلیط برای من. من نیاز دارم که اطلاعات مورد تا آنجا که من نیاز به فشار هوا. این اطلاعات من نیاز به این آرامش از معمول است.

من دوست دارم به شنیدن بازار شماره زنگ افتتاحیه, یک لحظه جدی. بازار همیشه دوباره پس از حملات نزاع و فاجعه همیشه. این بار من فقط تعجب می کنم اگر من خواهد بود در اطراف به آن خوش آمد می گوید. صفحه اصلی دوباره پس از 15 دقیقه از روال تونیک و خرد کردن بازار اخبار در مورد که ما واقعا نمی تواند انجام دهد بسیار است.

Joe-Soucherayیک قسمت را نشان می دهد تمرد به ما توصیه شده است نه به ترک خانه. مگر همه ما به غذا خوردن. برای سال های من گفته اند CP به من یک لیست و من خوشحال خواهد بود برای رفتن به فروشگاه. من همیشه گفته بود که مشکل بیشتر از آن ارزش داشت.

دیگر نه. او به من یک لیست و توصیه می شود یک کوچکتر در محله فروشگاه های.

“پوشیدن ماسک,” او گفت:. “و خود را ضد عفونی کننده دستمال مرطوب.”

“آب جعبه” دختران به من گفت.

با توجه به انواع شرایط ما اغلب در این شرکت از خواهران یکی 7 یکی در مورد به 4. آنها علاقه داشتن به آب جعبه.

من rummaged در اطراف من ابزار قفسه سینه و آمد تا با یک ماسک. از آن گذشته بود مورد استفاده در مرمت یک سال 1941 کریس کرافت سال و سال پیش و هنوز لکه رژ لب قرمز چوب ماهون سنباده گرد و غبار. جرات من ؟

زمانی که من به فروشگاه پارکینگ به نظر می رسید کم اشغال شده است. من راه می رفت و به درب و قرار دادن ماسک بر روی صورت در حال حاضر با داشتن پر من جیب ژاکت با دستمال مرطوب ضد عفونی کننده.

به فرد برای اولین بار من تو را دیدم که من نمی دانم من احساس نیاز به می گویند: “من احساس می کنم مانند یک ادم سفیه و احمق.”

اما من می دانم که من تونی Fauci و مایک Osterholm. بهتر است به فکر یک ادم سفیه و احمق تر به اثبات می شود یک.

کمی با من فرض مادر بزرگ او به من نگاه کرد و yelped.

“در حال حاضر گفت:” من و نگه داشته در حال حرکت است.

من نیاز به برخی از کمک به, اما به طور کلی موفق شد در جمع کردن این مسائل است. من یک وحشتناکی خراب همکار و به جز کیسه مواد غذایی یک تابستان در بازار در Willernie من صرف زمان بسیار کمی در یک فروشگاه مواد غذایی است. در این موارد من را انتخاب کنید تا یک بسته بندی و برچسب به عنوان خوانده شده من مراقب باشید به پاک کردن. من از جیبش یک پاک کردن برای هر دست و مالش دست من هم مانند یک شعبده باز به قصد کشیدن یک خرگوش را از یک دستمال.

کمی yelper آمد در اطراف کورنت و گفت: “آه!”

“آسان” به من گفت.

یک سنباده ماسک با خاک اره red-rimmed است این نوع از ماسک یکی را ترجیح می دهند اما من فقط به عنوان گرفته شده با این نکات به عنوان نفر بعدی. آن مه من متقلب به یک ماسک بر روی, پس از آن یک بیت از یک مبارزه برای حذف عینک و تنظیم ماسک و بالعکس. من گرفتن.

من احساس کردم که ما یک توافق جامعه در یک محله بازار تلاش روح شنا در یک کاسه ماهی برخی از شعر که می خواهم. ما قطعا نمی احتکار. ما فقط تلاش برای خوراک خانواده های ما. مردم لذت بخش و نجات برای بچه ای که فکر می کردم شبیه یکی از آن قرمز-حرف جوراب میمون ها که مادربزرگ های ساخته شده در 50s زمانی که همه ما تا به حال به نگرانی در مورد بمب اتم ما همراه amiably به اندازه کافی.

در پرداخت از من پرسید اگر من می خواستم به کیسه خود من مواد غذایی. هیچ. من می خواستم ببینم چگونه صندوقدار جوان آن را به کار گرفته. وجود دارد یک بیت از یک هنر به آن است و او را فقط خوب است. من در خارج قرار داده و دو کیسه در پشت ماشین و سپس محو خودم پایین و در زمان خاموش ،

من بازگشت قهرمان فتح تنها به اندرز به دلیل خریدم thuringer به جای کالباس. دختران نمی خورند thuringer.

“آنها نمی دانند تفاوت” به من گفت. “لازم نیست به آنها بگویید.”

از در سراسر اتاق آمد “آیا شما آب جعبه است؟”

“بله.”

“و کالباس?”

“البته من انجام داد.”

“این بهتر نمی شود thuringer.”

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>