این سالگرد 75 از وحشت است که الهام گرفته از کشتارگاه و پنج

Category: سیاتل No comments

On February 13, 1945, U.S. and British bombers attacked in successive raids that devastated the city and killed at least 25,000 people. Above, a visitor looks at an artists depiction of the aftermath.

در فوریه 13 و 14 1945 در ایالات متحده و نیروهای انگلیسی firebombed آلمانی در شهر درسدن آلمان و کشته شدن حداقل 25000 نفر است. در بالا یک بازدید کننده به نظر می رسد در یک هنرمند تصویر پس. Sean گالوپ/گتی ایماژ

هفتاد و پنج سال پیش این رمان کورت وانگات بود و زیرزمینی در گوشت locker یک کشتارگاه در درسدن, آلمان به عنوان آتش بارید از آسمان.

او تا به حال شده است برای مبارزه با ارتش ایالات متحده در جنگ با برآمدگی زمانی که او دستگیر شد توسط سربازان آلمانی گرفته و به عنوان یک زندانی از جنگ و آلمانی ها بودند که با استفاده از این کشتارگاه به عنوان یک بازداشتگاه موقت. که در آن گوشت locker زندگی او را نجات داد و او در آنجا با ما و نیروهای انگلیسی حمله به شهر در پی حملات که چپ غیر قابل تصور نابودی است. “آن سرد بود در آنجا با جسد حلق آویز در اطراف” وانگات گفت بعد. “هنگامی که ما به این شهر رفته بود … آنها سوخته لعنتی تمام شهر پایین.”

آثار هنری در تصویر بالا ایجاد شده به صورت نمایشگاهی در درسدن پنج سال پیش در سالگرد 70 از این رویداد.

Kurt Vonnegut circa 1944.

کورت وانگات در حدود سال 1944. رسمی ارتش ایالات متحده پرتره

در کشتارگاه و پنجرمان نوشت و سالها بعد در مورد این رویداد و اولین کتاب خود را به تبدیل شدن به یک کتاب پرفروش ایده های بزرگ هر چند آن نشده در این کتاب این است که یک رویداد مثل این که شکستن هر فرد عاقلی. شخصیت رمان بیلی زائر است “آمده سادهای در زمان” است و برای دوباره تجربه کردن همه چیز او شده است از طریق و بیش از بیش.

خواننده تجارب زندگی خود وقایع بیش از حد, اما نه به منظور. برای بخشی از کتاب بیلی است که حیوانات در یک باغ وحش در یک سیاره به نام Tralfamadore. بیگانگان که زندگی می کنند وجود دارد Tralfamadorians آیا مفهوم گذشته ، حال و آینده. آنها تجربه تمام وقت در یک بار.

“این موجودات می توانید ببینید که در آن هر ستاره شده است و که در آن است رفتن به طوری که آسمانها پر rarefied درخشان, اسپاگتی” وانگات می نویسد. در ضمن بیلی “است که در یک حالت ثابت از مرحله وحشت… چرا که او هرگز نمی داند چه بخشی از زندگی او در حال رفتن به مجبور به عمل در آینده است.”

در یک نقطه وانگات متصل بیلی تجربه از زمان به ادبیات خود: “آنچه که ما در کتاب های ما از اعماق بسیاری از لحظات شگفت انگیزی دیده می شود همه در یک زمان.”

ادبی سالنامه خواننده کتاب از روز می گوید یک نسخه فشرده از رمان آفرینش:

برگزار شد در درسدن به عنوان یک آلمانی زندانی در طول نهایی تشنج از جنگ جهانی دوم, Kurt Vonnegut شاهد متفقین طوفان که مصرف این شهرستان آغاز [در تاریخ 13 فوریه 1945]. برای بیست سال او تلاش برای تبدیل تجربه به داستان—”من به خانه آمد و در سال 1945 شروع به نوشتن در مورد آن و در مورد آن نوشت و در مورد آن نوشتو در مورد آن نوشت”—قبل از ورود در چندپاره و فاقد تأثیرگذاری و تکه تکه فرم Slaughterhouse-Five, یک رمان است که در میان آن سفر در زمان و سبز فضانوردان, بازگشت بی وقفه به قتل عام غیر قابل توضیح از آن روزها تکرار در زندگی یک زمان-سفر آمریکایی زندانی که می داند که “من بیلی زائر خواهد مرد بوده اند و همیشه خواهد مرد در فوریه سیزدهم, 1976,” سالگرد بمباران است.

شخصیت بیلی زائر فوت کرده اند ممکن است در سال 1976—که هنوز هم در آینده زمانی که این کتاب منتشر شد و در سال 1969—اما وانگات زندگی در دهه های پس از آن, به عنوان یک حق نویسنده معروف از آن نقطه.

یکی از discombobulating دستاوردهای این ضد جنگ کتاب این است که چگونه خنده دار است. این مراکز در اطراف یک رویداد وانگات به عنوان “نابودی مطلق” و “قتل عام ژرف” بنابراین به نظر نمی رسد مانند آن می تواند خنده دار باشد اما در آن است. آن است که پر از جملات “من این بیماری در اواخر شب گاهی مربوط به الکل و تلفن” و “مانند بسیاری از آمریکایی ها او در تلاش بود برای ساخت یک زندگی ساخته شده است که حس از چیزهایی که او در بر داشت در مغازه ها هدیه ها.”

من نمی دانستم تا زمانی که خواندن وانگات را در صفحه ویکیپدیا که مادرش درگذشت خودکشی راست قبل از او رفت و در خارج از کشور به مبارزه و که او را به کشف بدن خود را (او overdosed در قرص) هنگامی که او به خانه آمد به او را برای روز مادر. که نمی تواند کمک کرده اند ذهنی خود دولت بود که قبل از همه چیز که رفت در درسدن. پس از firebombing او و دیگر زندانیان جنگ بودند مجبور به انتخاب از طریق خرابه های شهر و حفر اجساد از زیر آوار یک فعالیت او به عنوان “بسیار استادانه درست شده عید پاک تخم مرغ شکار.” کسانی که بدن شد و پس از آن انباشت اشیاء بدست آمده و تبدیل به خاکستر توسط سربازان آلمانی با flamethrowers.

به عنوان خنده دار و پر زرق و برق به عنوان بخش هایی از این کتاب آن است که گریم, آرام, جملات که بیشتر نگران کننده است. “باید وجود داشته باشد تن از استخوان انسان وعده غذایی در زمین” یک جمله است که من شده اند قادر به خارج شدن از سر من بیست سال گذشته. درسدن معروف بود برای ساخت چیزهایی مثل چین های ظریف صفحات و teacups و چین استخوان ساخته شده از خاکستر استخوان—نه فقط معمولا انسان استخوان.

یکی دیگر از ترسناک جمله: “همه چیز قرار است به صورت بسیار آرام و پس از قتل عام, و آن را همیشه به جز پرندگان.”

در سال 2004 من با هواپیما به اسپوکن برای دیدن وانگات بحث در یک جشنواره ادبی در خارج وجود دارد.

آیا شما می خواهید برای حمایت از غریبه? کمک در اینجا.

وانگات hobbled را روی صحنه—او 81—و به یک طولانی, خنده دار, بحث در مورد رئیس جمهور جورج دبلیو بوش (“شما می دانید که چرا او بسیار عصبانی در اعراب? آنها اختراع جبر”), جنگ ویتنام (“catastrophically ساده لوحانه”), شرکت قدرت (“پول بزرگ است و قطع هر زنگ خطری در قانون اساسی”), مواد مخدر (“من می خواهم به می گویند چیزی در مورد جنگ با مواد مخدر است و آن را بهتر از هیچ مواد مخدر در همه”), امریکا دو حزب سیاسی system (“اگر شما یکی یا دیگری شما ممکن است به عنوان یک doughnut”), علوم (“اول وجود دارد هیچ چیز و سپس یک انفجار بزرگ که در آن تمام این مزخرفات آمد و از”) و زندگی به طور کلی (“همه بزرگ ادبیات است که در مورد آنچه که یک بد شانسی است برای انسان بودن”).

در پایان بحث خود او ایستاده اند. یک نوجوان در لابی گفت: پس از آن “حالا که سرد بود.”

پس از آن وجود دارد جمع برگزارکنندگان جشنواره و کتابفروشان در نزدیکی نوار و وانگات کاهش یافته است و من به تماشای او را راه خود را در اطراف اتاق الزاما ضمن تشکر از مردم که به او پرداخت می شود وجود دارد. من به یاد داشته باشید آن را مانند آن روز گذشته بود. من نگه داشته در حال انتظار برای من فرصتی برای بالا رفتن و می گویند چیزی به او, اما من نگه داشته انجماد تا مرعوب زبان گره خورده است و پس از آن من فرصت گذشت. من به تماشای پشت خود را به عنوان او ساخته شده راه خود را به بیرون از اتاق و درست قبل از او پا را از طریق درب او برگشت و به اتاق لبخند زد گسترده و بدبختانه همه خاموش.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>