کاوش در جنوب سیاتل

Category: سیاتل No comments

در دیربورن خیابان پل (در اینجا دیده می شود در سال 1917) تغییر نام داد خوزه ریزال پل در سال 1970 پس از قرن 19 فیلیپینی انقلابی. شهر سیاتل شهری Archives

Let را شروع پیاده روی ما در اینجا در تفرجگاه 23 مرکز خرید. آن به سمت شمال است استارباکس است که باز در سال 1997 به عنوان بخشی از یک Earvin “Magic” Johnson داخلی شهرستان تجدید حیات پروژه است. (اگر شما نمی دانید که که سحر و جادو جانسون است که من می توانید انجام دهید هیچ چیز برای شما, مرد.)

موضوع این استارباکس داخلی و خارجی طراحی شد به سادگی با الهام از جنوب خیابان جکسون را یک بار ظاهر جاز صحنه. صحنه, در زمان خاموش در 1930s رونق در 1950s, و کاهش یافته و در دوره (اواخر دهه 1960) که تجربه سفید پرواز شهری و اتلاف سرمایه. در اواخر دهه 1970 این شهرستان تخریب ساختمان های قدیمی قرار دارد که به باشگاه های جاز و اقدام به تمدید این منطقه با کوچک و بزرگ کسب و کار. زمانی که استارباکس باز در سال 1997, the Seattle Times دردناکی توصیف آن به عنوان “شهری re-دم-al.”

حمایت

Megadeth و بره خدا در حال آمدن به رودخانه سفید آمفی تئاتر در شنبه 7/25. Tix فروش 2/14!

اجازه دهید به نوبه خود به جنوب بخشی از تفرجگاه 23 مرکز خرید. امروز وجود دارد و عظیم توسعه آپارتمان که سیاتل سوم-ترین-میلیاردر معروف در این اواخر پل آلن bankrolled. اما نه بیش از حد طولانی پیش, این سایت از تعدادی از کسب و کارهای کوچک متعلق به آمریکایی های سیاه و سفید و شرق آفریقا مهاجران و بسیار بزرگ سیب قرمز سوپر مارکت که بازی بهترین موسیقی روح برای آن عمدتا سیاه و خریداران. یک هفته قبل از سیب قرمز بسته (پاییز 2016) من آن را برای یکی از آخرین نگاه. من خریداری برخی از مرغ سرخ شده از آن دلی و خوک پا از گوشت بخش و من در زمان عکس از ساختمان بیرونی از آن دریا از یک پارکینگ.

پس از من در زمان ورود من میانسال مرد به من نزدیک شد و گفت که من تا به حال بهتر است نگاهی به تصویر سریع به این دلیل که سیب قرمز نمی خواهد در اطراف بسیار طولانی. وجود طنز در کلمات خود را. او گفت: آنها را به سادگی به عنوان کسی که با دادن توصیه های مفید. ناپدید شدن ساختمان های بزرگ و پارکینگ بزرگ بود به طوری که قریب الوقوع است که زمانی که من فشار دکمه بر روی صفحه نمایش لمسی وجود دارد عملا هیچ چیز جز یک سوراخ بزرگ و ماشین آلات ساخت و ساز.

سیاه و سفید مرد که عینک را به دقت تحت فشار لباس (پیراهن آبی و شلوار خاکستری) و سپس وارد یک قهوه ای و جدید به دنبال هوندا سدان است که تا به حال در صندلی عقب دو سگ سفید. در آن لحظه مرد سیاه و این سگ ترک خورده باز چیزی درون من. آنها را به این سطح از آگاهی من و نه ناراحت کننده حافظه است.

این حافظه از اواخر 1990s, گرگ و میش از سیاه به طور سنتی منطقه مرکزی (در سال 2010 بسیاری از آمریکایی های سیاه و سفید بود و یا ترک شهر و یا نقل مکان به ایالات جنوبی حومه و شهرستانها مانند رنتون). این حافظه نگران دیگری میانسال مرد سیاه و سفید که او نیز متعلق به دو تا سگ سفید. هر سه زندگی در یک خانه نه چندان دور از من زندگی می کردند, در 21st خیابان و شرق خیابان گیلاس.

بسیاری از خانه ها و آپارتمان ها در این خیابان هنوز اشغال شده توسط سیاه و سفید, خانواده ها ، سیاه و سفید کوچک سگ زندگی در یک خانه دو طبقه در گوشه ای از 21st خیابان و کلمبیا خیابان. و هر زمان که من راه می رفت در این خانه در راه من به کار در کاپیتول هیل و یا به دیدار یک دوست خوب که به زندگی در یک آپارتمان و ساختمان در پشت محل سابق یک باشگاه که تا به حال تقریبا هیچ سفید مراجعان Deano را (آن را تغییر نام به باشگاه شکلات شهرستان در اوایل 2000s) این سگ کوچک را پاره سراسر صاحب خود را unfenced حیاط و درخت و سرمازدگی در من در پیاده رو—یک فضای عمومی است.

مالک که اغلب نشسته بر روی یک پلاستیک صندلی باغ کنار خانه اصلی درب هرگز موفق به ایجاد یک نمایش بزرگ از انجام هیچ چیز در مورد این حملات است. او را به نشستن وجود دارد با دور هوا از یک آفریقایی پادشاه نشستن وجود دارد, تماشای سگهای خود حمله یکی از افراد خود نشستن وجود دارد و بدون گفتن یک کلمه. من از او متنفر بودم و سگ های خود را با نوعی از عشق است که می توانید داشته باشید.

آنها من را مجبور به استفاده از دیگر, کمتر, زیبا خیابان در طول پیاده روی. و هر بار که من در زمان این قانع و میدان راه من نفرت عمیق تر و شدت یافته است. بنابراین بی ادب بنابراین برای ناخوانده بنابراین غیر اجتماعی بود و این تحمیل. چرا او نمی حصار ؟ چرا او نمی انضباط مینی جانوران?

سپس یک شب یک آتش سوزی بزرگ مصرف خانه خود را. این کشته های خود را سگ کوچک و سه فرزند من تا به حال هرگز قبل از دیده می شود.

آهن دریچه های شبکه ای در ویندوز ممکن است مانع سارق از وارد شدن به خانه, اما آنها قطعا و قطعا مانع از سرنشینان از گرفتن. صبح روز بعد این ملک شبیه چیزی از پایان جهان است. آتش سوخته به یک ترد که همه چیز را می سوزاند در آن خانه. اما یک هفته بعد یک هفته پس از وحشتناک مرگ من در بر داشت که در خیابان مورد علاقه من برای پیاده شد و در نهایت آزاد شدند. سگ رفته بودند. و شادی من در این احساس تحقق تنها من نفرت سگ صاحب و حتی بیشتر.

او به طور دائم لعنت به من و این که بخشی از خیابان.

بله, من با خوشحالی به من پیاده رو اما این احساس نمی شد unmixed با حس وحشت. این کودکان در منع ویندوز. خود را از جان گذشته ، خود را کوچک و ناتوان دست. خود ارواح خالی از سکنه فضا بازگشت به مردم از مرگ کسانی که مزاحم سگ.

Oکی اجازه خروج از گذشته (که آتش سوزی وحشتناک, کسانی که محکوم فرزندان خود گریه می کند) و بازگشت به زمان حال (یک روز بارانی از بیش از حد بسیاری از روز های بارانی—هواشناسان با کمی شعر در اب و هوای نفس توصیف این بسیار مرطوب سیاتل دوره به عنوان یک “جوی رودخانه”) و راه رفتن را به 21st خیابان جنوب و شرق intel ssd راه است.

در سمت جنوب از خیابان شما پیدا کردن یک ساختمان است که تا به حال بدبختی ساخته شده است که معماری پست مدرن هنوز زنده و لگد زدن. این بسیار بد تقلید از یکی از بدترین معماران همیشه به دنیا آمد, Robert شده بود فنتر (او طراحی Seattle Art Museum) شامل سه درمانگاه که یکی از آنها این کارولین فراز خانواده مرکز پزشکی دارای یک تاریخ شگفت انگیز است.

در سال 1968 سیاتل فصل از حزب پلنگ سیاه و سفید برای دفاع از خود افتتاح مرکز پزشکی (سپس به نام سیدنی Miller رایگان کلینیک پزشکی). در سال 1994 به درمانگاه منتقل شده به محل فعلی آن است که فقط دو بلوک از Langston Hughes, هنرهای نمایشی, موسسه سیاه و سفید آمریکایی نهاد فرهنگی است که در حال حاضر قرار دارد در یک کنیسه سابق طراحی شده در سال های اولیه قرن گذشته توسط یک معمار بنیامین مارکوس Priteca که همچنین طراحی پر زرق و برق دریاسالار تئاتر در غرب سیاتل.

در سال 1997 من اتفاق افتاده بود که در صندلی دندانپزشک در یک درمانگاه (منطقه مرکزی کلینیک دندانپزشکی) داخل پست مدرن ظروف سرباز یا مسافر از یک ساختمان در تاریخ 21 و intel ssd. میانسال اروپا در قرار دادن تاج بر روی دندان از معدن که او نابود شود چرا که آن را بیش از حد فاسد به زندگی می کنند. به عنوان او کار می کرد من با تمرین و کمک یک لوله پلاستیکی که در خارج بیش از حد بزاق دهان و دندان باقی مانده خود را کامل سینه بارها و بارها ضربه بخش فوقانی بدن من و گاهی به صورت من. من نکرد و این در همه—آن را می کند من در یک مادری و راه.

که گفت: اجازه دهید راه رفتن به پاناما هتل مقصد بعدی ما.

اما قبل از گرفتن وجود دارد, من نیاز به اشاره است که دلیل سیاه زخم در بخش جنوبی این شهر است چرا که آنها مجاز به در شمال زندگی می کنند بخشی از شهرستان. با توجه به مسکن پیمان اسکاندیناوی محله بالارد است که در شمال ملکه آن بود محدود به “سفید پوستان و سفیدپوستان تنها.” به نظر می رسد معروف اسکاندیناوی تحمل شکست خورده برای رسیدن به شمال غربی اقیانوس آرام.

در حال حاضر اگر شما وارد پاناما هتل چای و قهوه خانه که در طبقه همکف از یک ساختمان آجر طراحی شده توسط ژاپنی معمار آمریکایی Sabro Ozasa در سال 1910 شما را پیدا خواهد کرد یکی از coziest مکان در چه زمانی پر رونق Nihonmachi (Japantown).

چوب در اینجا بسیار گرم و پس از آن با آجر و دیوار و چراغ آویزان از سقف بالا است. صندلی و میز و ایستاده لامپ و شیشه چای در مقابله و maneki-nekos ها (اشاره cats) در بشکه های چوبی را از آنچه کلاسیک ژاپنی aestheticians تماس sabi و یا نشانه ای از زمان بر روی یک شی و یا راه یک چیز—زندگی یا nonliving شده سالخورده فرسوده شکل گرفته و کامل توسط آهسته گذشت زمان است. این sabi منبع بی سر و صدا احساس که suffuses کافه و نور آن نیز احساس می کند. اما قبل از اینکه شما خیلی راحت در این قهوه خانه شما خواهد آمد در سراسر یک بسیار زشت فصل در سیاتل ،

نه چندان دور از شمارنده وجود دارد پلکسی گلاس طبقه پنل ارائه نمایش از اشیاء که در ساختمان زیرزمین. این اشیاء باید یک sabi که بی سر و صدا اما فراموش نشدنی وجود دارد به آرامی از هم پاشیده کیمونو, یک چمدان با برچسب روی آن برخی از ابزار های مرده یک شبح سبز صندلی گرد و خاکی سبد و یک ژاکت های زمستانی با خز سفید در آن هود. این مسائل باقی مانده بود توسط آمریکایی ها مجبور شدند به اردوگاه های کار اجباری در آیداهو و کالیفرنیا در سال 1942.

گفتن چیزی که در مورد این ننگین دوره از تاریخ است که بسیاری از سفید پوستان در سیاتل را ندارد و صدای زیادی در مورد آن. وجود دارد هیچ تظاهرات بدون اعمال نافرمانی مدنی مانند ما می بینیم امروز در یخ بازداشتگاه در تاکوما. سفید سیاتل فکر آن را کاملا طبیعی به نظر آمریکایی ژاپنی, همان, ژاپنی, دشمن.

اما سیاتل سفید تاریخچه همه بد نیست.

با توجه به بسیار عالی و ضروری سایت Historylink.org در سال 1973 سیاتل شهردار یک مرد سفید پوست به نام وس Uhlman (صلح جو که تحت حاضر به کمک اف بی آی سرکوب Black Panthers—یک سازمان هدف قرار داده و نابود شده توسط دولت) به گوش یک پیشنهاد ترینیداد Rojo (مردی که چراغ فیلیپینی آمریکایی کنسروسازی اتحادیه کارگران در 1940s و 1950s) برای تغییر نام یکی از شهرستان قدیمی ترین پل های دیربورن خیابان پل به خوزه ریزال پل.

این پل بعدی و نهایی جلوگیری از راه رفتن ما. این پل فولادی که متصل بین المللی منطقه به چراغ تپه.

شهردار که موفق Uhlman چارلز Royer نهایی این پیشنهاد است. به عنوان یک نتیجه, سفید, سیاتل یک پل پس از نام واقعی معامله قرن 19 فیلیپینی انقلابی که اعدام شد برای به چالش کشیدن قدرت سفید اروپایی (اسپانیایی). که نیمی از بد. در آن می خواهم به جای دانشگاه واشنگتن مجسمه جورج واشنگتن با یک مجسمه از فرد همپتون سیاه آمریکایی انقلابی که او نیز اعدام برای به چالش کشیدن قدرت سفید.

آیا شما می خواهید برای حمایت از غریبه? کمک در اینجا.

خوزه ریزال پل همچنین دارای یکی از محبوب ترین نمایش ها در سیاتل است. اگر آسمان روشن است و خورشید در حال غروب است, تازه کار عکاسان (برخی از آنها فیلیپینی آمریکایی) با عجله به سمت غرب پل را به تصرف خود با آن دسته از گران به دنبال لنزهای تصاویر از تیره شدن آبهای الیوت خلیج کشتی همیشه snowcapped المپیک کوه بنفش آغشته به ابرها, غروب-برج تاریک.

سیاتل است که همیشه بسیار زیبا تر از تاریخ آن است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.dehec.su

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>