Remember when we were allowed to go to beaches?

به یاد داشته باشید زمانی که ما اجازه رفتن به سواحل ؟ jakkapan21 / گتی ایماژ

حدس می زنم آنچه در آن است ؟ آن را قرنطینه باشگاه ساعت!

من شده اند در انتظار این همه هفته و… توسط “انتظار برای این” من “به معنای” دیوانه وار خواندن قسمت دوم از طاعون” در زمان نوشتن این پست وبلاگ و من به صداقت: من تقریبا هیچوقت آن را. آن را به سختی هنوز هم سه شنبه. شده است وجود دارد مقدار زیادی در رفتن در محل کار در خانه—خب کسانی که همه چیز یکی است و همان در حال حاضر—و من به دنبال به جلو به داشتن یک نوشیدنی یا سه امشب را برای همه نوشیدنی های من شده اند نوشیدن چون من نمی خواهم به خواب رفتن با طاعون در دست من است.

من نمی تواند کمک کند اما توجه کنید که هر کس در طاعون است که نوشیدن بیشتر در حال حاضر هم در حال حاضر که روزانه مرگ و میر در وهران است در صدها. هر کس در سیاتل است و نوشیدن به عنوان به خوبی. برخی از دوستان است که یک بالکن در آپارتمان خود گفت: من دو روز پیش آنها را از خواب بیدار به نزد بالکن خود را تحت پوشش در استفراغ. آنها مطمئن نیستید که چه کسی مقصر است. “وجود دارد تنها سه بالکن بالاتر از ما, پس از آن یکی از آن سه نفر” دوست من گفت. “من آن مردم overindulging و آنها اضطراب زده.”

من شده اند تصفیوی استفراغ کردن هر بالکن اما من دیده می شود نشانه هایی از اضطراب همه جا نگاه می کنم. در ضمن من به نظر می رسد که ناشی از اجرا بر روی نسخه از طاعون. محلی کتابفروشی زد از نسخه فیزیکی در هفته گذشته (به زمانی که شما هنوز هم می تواند سفارش کتاب-go; کتابفروشی ها در حال حاضر بسته تحت سفارشات از دولت [آیا فکر می کنید من فقط تایپ جمله “کتابفروشی ها در حال حاضر بسته تحت سفارشات از دولت”?]). حتی آمازون است که از طاعون در شومیز; وب سایت خود را می گوید آنها باید بیشتر در سهام آوریل 3.

چند نفر که می خواهند در این باشگاه نوشته شده است به می گویند که آنها آرزو داشتند یک کمی زمان بیشتری برای پیوستن به. یکی از باهوش ترین, جالب ترین مردم من می دانم که یک دوست نزدیک که خواندن دیوید کاپرفیلد در سال گذشته فقط به خاطر من می خواستم کسی که به بحث در مورد آن با (سلام باب!), می خواهد در قرنطینه اما او بسیار طبعا می خواهد به خواندن یک کتاب جلد کاغذی کپی از طاعوننه افروختن کپی کنید.

بنابراین درست است آن را با همه شما اگر ما به عقب راندن برنامه های ما کمی? اگر ما خودمان را یک کمی زمان بیشتری را به خواندن آن ؟ بالا بردن صدای خود را در حال حاضر اگر شما هر گونه اعتراض. [مجموع سکوت در آپارتمان…] پس از آن تصمیم گرفت! به جای همه ما دیوانه وار خواندن قطعات سه و چهار و پنج هفته آینده (طرح اصلی که به نظر می رسد آجیل به من در حال حاضر ما در حال رفتن به خنک کردن کمی. ما در حال رفتن به حالت عادی نسبتا ء خوانندگان و خلاصه کتاب شیوه کامو می خواستند ما را به در وهله اول در پنج بخش با کمی مکث بین هر یک. ما را به خواندن بخش سه بعدی این هفته (و در مورد آن صحبت یک هفته از امروز) قسمت چهار هفته پس از آن و در پنج هفته پس از آن.

که همچنین به بحث ما نوشته های دقیق تر و بیشتر سرگرم کننده است. یکی از چیزهایی که من دوست داشتم در مورد قسمت اول بحث پست دیدن است که جملات ایستاده بود به همه شما به عنوان مورد علاقه خود را; من می خواهم به نگه داشتن درخواست برای جملات مورد علاقه خود را در هر یک از قطعات و یک پست در هفته آینده گفت: “آنچه را مورد علاقه خود را از جمله در قطعات سه و چهار یا پنج ؟” خواهد بود موز. این است که به همه چیز را بهتر از همه اطراف.

یکی از شما گفت: مورد علاقه خود را از جمله در بخش اول که در آن بزرگ شد و به عنوان “mouselike.” یکی دیگر از شما گفته های مورد علاقه خود را زمانی بود که Othon توضیح داده شد که به دنبال مانند “به خوبی به ارمغان آورد-تا جغد.” یکی دیگر از شما اشاره کرد که در این حکم درست پس از “بوف” که Othon را کودکان و نوجوانان بودند به عنوان “دو پودلس.”

همیشه از همه شما ساخته شده این مشاهدات من شده اند با توجه به حیوانات در همه جا.

در قسمت دوم من نگه داشته از دیدن اسب. آیا شما گرفتن اونا همه ؟ طی پدر Paneloux را خطبه “کسی که در جماعت به کمی خروپف می خواهم که از یک اسب نا آرام.” و سپس بعد از کمی وجود دارد “نو” در جمله اول Grand رمان (خنده دار است که او مدتی و مدتی در رمان و معلوم می شود همه او بسیاری از نسخه های اول جمله—من شده است وجود دارد); حتی اگر بزرگ است نه توصیف “نو” به عنوان horselike خودش آن را اجتناب ناپذیر است فکر برای من هر بار می بینم کامو استفاده از کلمه “horsewoman.” (هی قرنطینه Clubbers خواندن این فرانسوی: چه کلمه کامو با استفاده از در اصلی ؟ آن است که یک کلمه کلی مانند “اسب سواری” یا آن چیزی جنسیتی و گونه مبادله مانند “نو”?) و سپس بعد از آن وجود دارد قاچاقچی با “یک اسب چهره” و دو پاراگراف بعد یک “اسب سر” و سپس چند پاراگراف بعد از آن به “اسب-صورت” بیش از یک بار قبل از ما یاد بگیرند که خود را با نام گونزالس.

و سپس در جای دیگر Tarrou توضیح داده شده است که به دنبال مانند “یک خرس خاکستری…”

صحبت از حیوانات: هولناک ترین چیزی که در دو بخش ممکن است آنچه در این شهر در حال انجام است به آن گربه ها و سگ ها. حتی اگر من را خوانده طاعون یک بار قبل از من به طور کامل فراموش کرده این (صفحه 112) آمد و آن مبهوت من:

در حال حاضر و دوباره یک گلوله شنیده شد; ویژه تیپ به تازگی دقیق برای از بین بردن سگ ها و گربه ها به عنوان ممکن است ناقل عفونت در کار بود. و این whipcrack برای تلفن های موبایل شگفت انگیز در سکوت افزایش تنش های عصبی موجود در این شهر است.

یک “تیپ برای از بین بردن سگ ها و گربه”? این خیلی ناراحت کننده گاه به گاه کشتار بی دفاع موجودات است. همچنین ناراحت کننده? تفکر جادویی است که در پشت آن. بدون دادن بیش از حد به دور من می توانم تایید می کنند که طاعون در این کتاب منتقل نمی شود توسط سگ و گربه. اما مردم وهران کشف و ضبط با خیالی حقایق فکر می کنم ممکن است بنابراین سگ ها و گربه ها باید برای رفتن.

(آن رخ می دهد به من به عنوان من نوشتن این است که ممکن است وجود دارد برخی از ارتباط بین تیراندازی گربه ها با گلوله و تیراندازی گربه ها با gobs از تف, اما من کاملا نمی تواند ایجاد اتصال در ذهن من است. هر کس دیگری باید افکار در امتداد این خطوط ؟ قرار دادن ’em در نظرات!)

چیزی که با سگ و گربه نیست تنها شواهدی از تفکر جادویی در کتاب. نگاهی به پدر Paneloux و هولناک خطبه یکی که در آن او می گوید در این شهر که آنها به سرزنش برای طاعون. قبل از اینکه من به پدر Paneloux هر چند…

شما می دانید که چگونه کتاب های جلو و انواع خرت و از مغز شما ؟ خاطراتی که نبوده است بازبینی در سال ؟ ایده های شما تا به حال است که شما هرگز دیده می شود بیان شده ، نسخه های قبلی خود را به شما را فراموش کرده در مورد ؟ این چیزی است که من خیلی دوست دارم در مورد کتاب: چگونه عمیق آنها بروید. فیلم و تلویزیون بزرگ هستند و همه چیز, اما آنها همه سطوح; من پریشان زیبا از بازیگران و حتی زمانی که من پیچیده در داستان من نمی توانم در یک مقدار زیادی از تفکر است. کتاب چیز دیگری به طور کامل دلیل این که شما یک شرکت کننده فعال در داستان (شما باید لغات برای درک آنچه اتفاق می افتد شما باید به تخیل به تصویر آن) و از آنجا که هر جمله در یک کتاب می تواند ذهن خود را عملا در هر نقطه پایین انواع راهروهای ذهن است.

من کاهش یافت و به پایین راهرو ذهن من وقتی که من خواندن صحنه پدر Paneloux را موعظه. او را به موعظه و باران است ضربت زنی در ویندوز کلیسا و Paneloux “کشش[es] چهارم خود را دو اسلحه… که اگر اشاره به چیزی در پشت غلت پرده از باران است.” و سپس او می گوید: در مسیر باران:

“او وجود دارد که فرشته, طاعون, خوبرو به عنوان شیطان درخشان مانند بد را بسیار خود! او معلق در هوا در بالای سقف با او نیزه ای در دست راست خود را آماده برای حمله در حالی که دست چپ خود را کشیده است نسبت به یک یا دیگر از خانه های خود را. شاید در این لحظه او انگشت اشاره خود را به درب قرمز نیزه توفنده در پانل خود و حتی در حال حاضر طاعون در حال ورود به خانه خود را و اقامت در اتاق خواب خود را به خود را در انتظار بازگشت…”

در حالی که این کاملا مسخره به من در حال حاضر—در حالی که من با توجه افرادی که فکر می کنم شیطان است در نظر گرفتن شکل فیزیکی و تجلی در اتاق خواب و معلق در هوا بیش از خانه خود را به عنوان بی سواد در بهترین دلیل این صحنه گیر به مغز من برابر است چرا که من استفاده می شود به یک فرد که به طور کامل معتقد بود در چنین Lucifer.

حتی اگر من در حال حاضر کار در غریبه و من با دوستان Dan Savage و من به عنوان یک درخت پر از رقص شیر از مدتها پیش و دور من استفاده می شود به یک مستور, “دوباره متولد” دبیرستان مسیحی در حال رشد در بیشتر منطقه لس آنجلس. و من هرگز فراموش نخواهم کرد—پدر Paneloux به ارمغان می آورد و این به من با یک وضوح و نیروی است که ناراحت کننده است—برخی محوری تجربه در یک کلیسا جوانان عقب نشینی که در آن من بیش از حد فکر می کردم در ارتباط با آسمان است.

این یک تجربه دینی و آن اتفاق افتاده است را در یک محل که در آن فرشتگان نیست به اویختن: مالیبو. شکاف بین چگونه عمیق آن را برای من در آن زمان و چه پوچ به نظر من در حال حاضر Grand Canyonesque. کلیسای ما تا به حال اجاره یک خانه در ساحل برای جوانان عقب نشینی است. ماه بر خلیج سانتا مونیکا به حالت تعلیق در آمد بالا بازتاب آن مانند یک حرکت ترفند سحر و جادو. آن را نگاه کرد که خیره کننده است که به عنوان ماه در این عکس در بالای این پست. جوانان ما وزیر شد و نواختن گیتار و ما نشسته در شن و ماسه در اطراف یک آواز آتش “این نور کمی از معدن” و ماه را فقط نمی خواهد متوقف نگاه به من. آن را به حال یک بازی دوستانه اورا به عنوان اگر آن آگاه بودند از من وجود دارد در ساحل به عنوان اگر آن را یک چهره.

آن نگاه مانند یک کیهانی ایستاده-در صورت از خدا و در 14 سال من مشتاق به برقراری ارتباط با خدا. من تا به حال معمول شک و تردید در مورد مسیحیت—آنچه در مورد آنتی بیوتیک ها ؟ آنچه در مورد تکامل ؟ —و من می خواستم شک و تردید من برای از بین برود. من فقط نیاز به یک سیگنال. یک نشانه است. چیزی انکار ناپذیر. من می دانستم که من قرار نیست برای تست, خدا, اما فکر کردم: شاید کمی وجود دارد چیزی که او می تواند انجام دهد را به من نشان دهد او واقعی است. چه در مورد یک موج ؟ اگر خدا با ارسال یک موج به اندازه کافی بالا بر روی ساحل به douse ما آتش, من, ماه من, زندگی من به این علت من می خواهم تبدیل به عنوان بسیاری از مردم که ممکن است به کلیسا و من هرگز شک مسیحیت دوباره.

بدون شوخی یک لحظه بعد یک موج بزرگ شات به طور غیر منتظره بالا در ساحل به جایی که ما نشسته بودند و snuffed ما آتش—تعداد زیادی از صدای خش خش و ظاهر به همه ما زد فریاد میکشند تا ساحل. آب کف آلود رو در مردم کفش و تقریبا در جوانان وزیر گیتار. من همراه با هر کس دیگری اما در یک نوع از آگاهی از آنجا که (در ذهن من) من دلیلی برای این عجایب موج. من علت بود. این یک پیام برای من به معنای. حتی اگر من در حال اجرا بود به خشک ایمنی در یکی دیگر از حس من فقط پرت شده به آسمان. قوانین فضای فیزیکی دیگر اعمال می شود به من به من specialness به رابطه شخصی با خدا است. این مهم نبود از احساسات. این بود ایمان. این یک واقعیت توفنده در سراسر سطح زمین است. و آن به این دلیل است که—آن لحظه با ماه و موج—که من صرف بقیه از دبیرستان اینکه کاملا مطمئن شوید که در مورد مسیحیت.

که به نظر می رسد کاملا مضحک در حال حاضر. بعد من یاد گرفتم که چگونه امواج کار می کنند. انتقال از جزر و مد و جزر و مد بالا نیست همیشه کاملا تدریجی. اما این درست است, آن اجتناب ناپذیر است و در ذهن خود من است که آن شخص من استفاده می شود. پدر Paneloux دیدن در باران حضور شیطان مرا به یاد خودم صحبت در سکوت به آن ماه و سنجش در آن حضور خدا.

من تجربه تمام انواع خاطرات, ایده, گذشته خودشان لگد به آگاهی من وقتی که من خواندن عمیق, خوب, جویدنی کتاب مانند طاعونو دلیل من فقط این یکی با شما درباره من است چرا که من دوست دارم به شنیدن در مورد شما. شما هر داستان که می خواهم ؟ شاید شما به یاد داشته باشید که در عشق با کسی که دور راه Rambert جدا از عشق از زندگی خود را—آیا شما مایل به اشتراک گذاشتن نسخه کوتاه این داستان عشق با ما ؟ شاید شما شده اند به طور کامل پیچیده شده در یک پروژه خلاقانه است که شما کاملا overthinking, راه بزرگ است که با رمان خود—به ما بگویید که در مورد آن ؟ شاید شما دیدم چیزی وحشتناک در جهان است و شما تصمیم به صرف وقت خود را به علت راه Tarrou با داوطلب بهداشت نیروی—چه چیزی باعث شد که شما در زمان ، اساسا استفاده از چیزی است که اتفاق افتاده است در این کتاب تا کنون برای به اشتراک گذاشتن چیزی در مورد خودتان.

آیا شما می خواهید برای حمایت از غریبه? کمک در اینجا.

یا… شما فقط می توانید انجام بحث و پرسش است.

بحث و گفتگو سوالات

1. شما چه صحنه های مورد علاقه و یا لحظه ای از قسمت دو و چرا ؟
2. که شخصیت اقدامات بیشتر تعجب آور به شما تا کنون ؟
3. آنچه که مورد علاقه خود را از جمله در بخش دو ؟

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de